Warning: Declaration of Mfields_Walker_Taxonomy_Dropdown::start_el(&$output, $term, $depth, $args) should be compatible with Walker::start_el(&$output, $data_object, $depth = 0, $args = Array, $current_object_id = 0) in /home/kermeketab659/public_html/wp-content/plugins/taxonomy-widget/taxonomy-widget.php on line 364
Books – کرم کتاب

تاریخ بیهقی

تاریخ بیهقی یا تاریخ مسعودی نام کتابی نوشتهٔ ابوالفضل بیهقی است که موضوع اصلی آن تاریخ پادشاهی مسعود غزنوی پسر سلطان محمود غزنوی است. این کتاب علاوه بر تاریخ غزنویان، قسمت‌هایی درباره تاریخ صفاریان، سامانیان و دوره پیش از پادشاهی محمود غزنوی دارد. نسخه اصلی کتاب حدود ۳۰ جلد بوده است. از این کتاب امروزه مقدار کمی (حدود پنج مجلد) بر جای مانده‌است.

تاریخ بیهقی یا تاریخ مسعودی نام کتابی نوشتهٔ ابوالفضل بیهقی است که موضوع اصلی آن تاریخ پادشاهی مسعود غزنوی پسر سلطان محمود غزنوی است. این کتاب علاوه بر تاریخ غزنویان، قسمت‌هایی درباره تاریخ صفاریان، سامانیان و دوره پیش از پادشاهی محمود غزنوی دارد. نسخه اصلی کتاب حدود ۳۰ جلد بوده است. از این کتاب امروزه مقدار کمی (حدود پنج مجلد) بر جای مانده‌است.

تاریخ بیهقی

فارسی شکر است

فارسی شکر است نخستین داستان کوتاه در زبان فارسی که به شیوه امروزی غربی، توسط محمدعلی جمالزاده نگاشته شده‌است.  این نوشته نخستین بار در جمع اعضای گروه نویسندگان کاوه در آلمان، موسوم به کمیته ملیون ایرانی خوانده شد. این گروه هر هفته گرد می‌آمدند تا مقالاتی را که برای چاپ در نشریه خود نوشته بودند، برای هم بخوانند. جمالزاده که جوان‌ترین عضو گروه بود، در شبی که قرار بود تا نوشته‌ای را در حضور جمع بخواند، به جای خطابه‌های مرسوم سیاسی، حکایت کوتاهی را می‌خواند که محض «تفریح خاطر» نوشته بوده‌است. حکایت که فارسی شکر است نام داشت، مورد توجه جمع قرار گرفت. به طوری که از سوی محمد قزوینی، عضو زبان آور گروه، به «قند پارسی» تشبیه شد. فارسی شکر است در ژانویه ۱۹۲۱ برابر با دیماه ۱۳۰۰ شمسی در نشریه کاوه منتشر شد.

فارسی شکر است نخستین داستان کوتاه در زبان فارسی که به شیوه امروزی غربی، توسط محمدعلی جمالزاده نگاشته شده‌است.  این نوشته نخستین بار در جمع اعضای گروه نویسندگان کاوه در آلمان، موسوم به کمیته ملیون ایرانی خوانده شد. این گروه هر هفته گرد می‌آمدند تا مقالاتی را که برای چاپ در نشریه خود نوشته بودند، برای هم بخوانند. جمالزاده که جوان‌ترین عضو گروه بود، در شبی که قرار بود تا نوشته‌ای را در حضور جمع بخواند، به جای خطابه‌های مرسوم سیاسی، حکایت کوتاهی را می‌خواند که محض «تفریح خاطر» نوشته بوده‌است. حکایت که فارسی شکر است نام داشت، مورد توجه جمع قرار گرفت. به طوری که از سوی محمد قزوینی، عضو زبان آور گروه، به «قند پارسی» تشبیه شد. فارسی شکر است در ژانویه ۱۹۲۱ برابر با دیماه ۱۳۰۰ شمسی در نشریه کاوه منتشر شد.

تقریباً همه صاحب نظران ادبیات فارسی در این عقیده با هم مشترک اند که داستان فارسی شکر است که با فارسی معمولی و متداول و با «بضاعت مزجات» نوشته شده بود، برگشتگاه تاریخِ ادبیات معاصر ایران است. زیرا، در قلمرو ادبیات فارسی پس از هزار سال نثر نویسی «نوع» ادبی جدیدی پدیدار شد که تا پیش از آن سابقه نداشت. صناعت و ساختار داستان نویسی به شیوه مرسوم غربی اولین بار با «فارسی شکر است» به ادبیات ما راه یافت. از این رو عنوان پیشوای داستان نویسی فارسی به جمالزاده تعلق گرفت.

فارسی شکر است و چند ماه پس از آن، انتشار کتاب معروف یکی بود و یکی نبود جمالزاده به مثابه نقطه پایانی است بر یک جریان هزار ساله ادبی؛ ملتقای ادبیات سیاسی و اجتماعیِ مشروطیت است با داستان کوتاه در زبان فارسی.

فارسی شکر است – محمدعلی جمال زاده

دائی جان ناپلئون

دائی جان ناپلئون داستان مرد پریشان احوالی است که به دلیل ناکامی هایش در زندگی واقعی، در ذهنش از خود ناپلئونی ساخته است و گمان می کند که انگلیسی ها قصد نابودی اش را دارند. این کتاب چنان بر دل ایرانی ها نشست که بعد از انتشارش در سال ۱۹۷۳ میلیون ها نسخه از آن به فروش رفت.
قصه دائی جان ناپلئون در باغ بزرگی اتفاق می افتد که سه عمارت در آن وجود دارند: خانه قهرمان داستان، خواهرش و برادر کوچکترش که با وجود اینکه با درجه پایینی از ارتش بازنشسته شده، به او سرهنگ می گویند. بر این باغ دائی جان ناپلئون و بیماری پارانویایش حکم می رانند.

رمان دائی جان ناپلئون اثر ایرج پزشکزاد :

کتاب دایی جان ناپلئون جزو پر فروش‌ترین کتاب‌های ایرانی است و شخصیت‌های آن الگوهای ملی هستند. به دیگر بیان، تبلور شخصیت‌های کتاب را می‌توان در جامعه ایرانی یافت. کتاب دائی جان ناپلئون با لحنی طنز آمیز و دلنشین برخی صفات مردم ایران را در قالب داستانی پر نشیب و فراز و جذاب به ریشخند می گیرد. کتاب خواننده را ضمن لذت بردن از طنز شیرین کتاب به تفکر وا می‌دارد.
شخصیت دایی جان ناپلئون تبلور قشر وسیعی از مردم ایران است که با ساده اندیشی بجای ریشه یابی و پرداختن به امور اصلی از طریق تفکر با خیال پردازی و رویا بافی همواره به اموری توجه می‌کنند که اصولا وجود خارجی ندارند و دچار توهم انگلیسی ترسی هستند. شخصیت سعید عاشق پیشه جوان و کم تجربه ایست که به قیمت شکست در عشقش در می‌یابد، پیروی از احساسات به نحوی کورکورانه عاقبتی جز سیلی خوردن از دست روزگار ندارد.
ولی سعید در آخر داستان به لطف می و بیان شیوای مرشد و تکیه گاه خود عمو اسدالله حقیقت را می‌یابد. عمو اسدالله شخصیت دوست داشتنی و شیرینی را متجلی می سازد که تلخی‌های روزگار از او مردی با تجربه و آسان گیر ساخته است که زندگی در لحظه را به هیچ عشق یک طرفه‌ای نمی فروشد. عمو اسدالله در بخشی پایانی از این کتاب در حالی که گیلاس شرابی برای سعید می ریزد خطاب به سعید جوان می‌گوید “تن آدم تو کارخونه ننه آدم ساخته می شه ولی روح آدم تو کارخونه زندگی”.
این کتاب بدلیل طنز شیرین و تجسم هنرمندانه خصوصیات مردم ایران در غلبه احساسات بر خرد یکی از شاهکارهای ادبیات ایرانی به شمار می‌رود.
کتاب دایی جان ناپلئون جزو پر فروش‌ترین کتاب‌های ایرانی است و شخصیت‌های آن الگوهای ملی هستند. به دیگر بیان، تبلور شخصیت‌های کتاب را می‌توان در جامعه ایرانی یافت. کتاب دائی جان ناپلئون با لحنی طنز آمیز و دلنشین برخی صفات مردم ایران را در قالب داستانی پر نشیب و فراز و جذاب به ریشخند می گیرد. کتاب خواننده را ضمن لذت بردن از طنز شیرین کتاب به تفکر وا می‌دارد.

شخصیت دایی جان ناپلئون تبلور قشر وسیعی از مردم ایران است که با ساده اندیشی بجای ریشه یابی و پرداختن به امور اصلی از طریق تفکر با خیال پردازی و رویا بافی همواره به اموری توجه می‌کنند که اصولا وجود خارجی ندارند و دچار توهم انگلیسی ترسی هستند. شخصیت سعید عاشق پیشه جوان و کم تجربه ایست که به قیمت شکست در عشقش در می‌یابد، پیروی از احساسات به نحوی کورکورانه عاقبتی جز سیلی خوردن از دست روزگار ندارد.

ولی سعید در آخر داستان به لطف می و بیان شیوای مرشد و تکیه گاه خود عمو اسدالله حقیقت را می‌یابد. عمو اسدالله شخصیت دوست داشتنی و شیرینی را متجلی می سازد که تلخی‌های روزگار از او مردی با تجربه و آسان گیر ساخته است که زندگی در لحظه را به هیچ عشق یک طرفه‌ای نمی فروشد. عمو اسدالله در بخشی پایانی از این کتاب در حالی که گیلاس شرابی برای سعید می ریزد خطاب به سعید جوان می‌گوید “تن آدم تو کارخونه ننه آدم ساخته می شه ولی روح آدم تو کارخونه زندگی”.

این کتاب به دلیل طنز شیرین و تجسم هنرمندانه خصوصیات مردم ایران در غلبه احساسات بر خرد یکی از شاهکارهای ادبیات ایرانی به شمار می‌رود.

دائی جان ناپلئون داستان مرد پریشان احوالی است که به دلیل ناکامی هایش در زندگی واقعی، در ذهنش از خود ناپلئونی ساخته است و گمان می کند که انگلیسی ها قصد نابودی اش را دارند. این کتاب چنان بر دل ایرانی ها نشست که بعد از انتشارش در سال ۱۹۷۳ هزاران ها نسخه از آن به فروش رفت.

قصه دائی جان ناپلئون در باغ بزرگی اتفاق می افتد که سه عمارت در آن وجود دارند: خانه قهرمان داستان، خواهرش و برادر کوچکترش که با وجود اینکه با درجه پایینی از ارتش بازنشسته شده، به او سرهنگ می گویند. بر این باغ دائی جان ناپلئون و بیماری پارانویایش حکم می رانند.

شخصیت پردازی هنرمندانه نویسنده، طبقات مختلف اجتماع را به تصویر می کشد: مامور اداره آگاهی، مامور دولت، زنان خانه دار، پزشک، قصاب، واعظ چاپلوس، خدمتکار، واکسی و یکی دو نفر هندی. تمام این افراد به باغی رفت و آمد می کنند که صحنه تمام دعوا ها، دسیسه ها و گرفتاری های خنده دار است.

با وجود اینکه رمان دائی جان ناپلئون با توصیفاتش جامعه را به نقد می کشد، اما با این حال نشان دهنده پیچیدگی، سرزندگی و انعطاف پذیر بودن فرهنگ و جامعه ایرانی هم هست.

بعد از انقلاب ایران در سال 1979، هم سریال و هم کتاب دایی جان ناپلئون، توقیف شد. دیک دیویس دایی جان ناپلئون را در سال ۱۹۹۶ به انگلیسی ترجمه کرده است. مترجم با مهارت بسیار طنز کتاب را در ترجمه خود منتقل نموده است.

[cptr]

جشن بیکران

پاریس، جشن بیکران یادگار همینگوی از پاریس دهه ۱۹۲۰ و ارزشمند ترین بخش از دست نوشته های بر جا مانده از اوست که اولین بار پس از مرگش منتشر شد و به سرعت در میان پرفروش ترین کتاب هایش جا گرفت. ماریو بارگاس یوسا کتاب را «طلسمی جادویی» می داند که «هر فصلش داستان کوتاهی است آراسته به حسن های بهترین داستانهای همینگوی» ؛ داستان هایی چنان سرزنده و شفاف که زندگی منظم و پر شتاب نویسنده شان را پیش چشم خواننده به تصویر می کشند . تصاویری از روزهایی که شهرت در گوشه و کنار پاریس در انتظار همینگوی جوان بود.

پاریس، جشن بیکران یادگار همینگوی از پاریس دهه ۱۹۲۰ و ارزشمند ترین بخش از دست نوشته های بر جا مانده از اوست که اولین بار پس از مرگش منتشر شد و به سرعت در میان پرفروش ترین کتاب هایش جا گرفت. ماریو بارگاس یوسا کتاب را «طلسمی جادویی» می داند که «هر فصلش داستان کوتاهی است آراسته به حسن های بهترین داستانهای همینگوی» ؛ داستان هایی چنان سرزنده و شفاف که زندگی منظم و پر شتاب نویسنده شان را پیش چشم خواننده به تصویر می کشند . تصاویری از روزهایی که شهرت در گوشه و کنار پاریس در انتظار همینگوی جوان بود.

شاهنامه

شاهنامه منظومه‌ای حماسی در مورد تاریخ اساطیری ایران از آغاز تا پایان دودمان ساسانیان است که ابوالقاسم فردوسی در حدود سال ۴۰۰ یا ۴۰۱ ه.ق نوشته‌است. این اثر اهمیت بسیاری در فرهنگ ایرانیان و فارسی‌زبانان دارد.

شاهنامه منظومه‌ای حماسی در مورد تاریخ اساطیری ایران از آغاز تا پایان دودمان ساسانیان است که ابوالقاسم فردوسی در حدود سال ۴۰۰ یا ۴۰۱ ه.ق نوشته‌است. این اثر اهمیت بسیاری در فرهنگ ایرانیان و فارسی‌زبانان دارد.

شاهنامه اثری است منظوم در حدود پنجاه‌هزار بیت در بحر متقارب مثمن محذوف (یا مقصور) (فعولن فعولن فعولن فعل (فعول)). سرایش آن حدود سی‌سال به طول انجامید. فردوسی خود در این باره می‌گوید:

بسی رنج بردم درین سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی

آخرین ویرایش‌های فردوسی بر این اثر در سال‌های ۴۰۰ و ۴۰۱ هجری قمری انجام شده‌است.

شاهنامه شرح احوال، پیروزیها، شکستها، ناکامیها و دلاوریهای ایرانیان از کهن‌ترین دوران (نخستین پادشاه جهان کیومرث) تا سرنگونی دولت ساسانی به دست تازیان است (در سده هفتم میلادی).

کشمکشهای خارجی ایرانیان با هندیان در شرق، تورانیان در شرق و شمال شرقی، رومیان در غرب و شمال غربی و تازیان در جنوب غربی است.

علاوه بر سیر خطی تاریخی ماجرا، در شاهنامه داستان‌های مستقل پراکنده‌ای نیز وجود دارند که مستقیماً به سیر تاریخی مربوط نمی‌شوند. از آن جمله: داستان زال و رودابه، رستم و سهراب، بیژن و منیژه، بیژن و گرازان، کرم هفتواد و جز اینها بعضی از این داستان‌ها به طور خاص چون رستم و اسفندیار و یا رستم و سهراب از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان به شمار می‌آیند.

باید دانست که بن‌مایه‌های داستان‌های شاهنامه ساختهٔ فردوسی نیست و این داستان‌ها از دیرباز در میان ایرانیان رواج داشته‌اند. مثلاً در کتب پهلوی مانند بندهشن، ایاتکار زریران (که مشابهتهای بسیار با گشتاسب‌نامه دقیقی دارد) و دینکرد تلمیحات و اشارات بسیاری به قهرمانان و پهلوانان شاهنامه وجود دارد. همچنین در اوستا خصوصا در نسک یشت‌ها اشارات فراوانی به بسیاری از شخصیتهای شاهنامه (پیشدادیان و کیانیان) شده‌است.

این قضیه در تمام آثار حماسی بزرگ به چشم می‌خورد به این معنا که در آغاز (و شاید برای مدتی مدید) داستان‌های حماسی در میان مردم دهان به دهان و از نسلی به نسلی سینه به سینه می‌گردد تا آنکه شاعر توانا و با ذوق و قریحه‌ای پدیدار شده و اثری بزرگ از روی آنها می‌آفریند.

مأخذ اصلی فردوسی در به‌نظم کشیدن داستان‌ها، شاهنامهٔ منثور ابومنصوری بود که چندی پیش از آن توسط یکی از سپهداران ایران‌دوست خراسان از روی آثار و روایات موجود گردآوری شده بود. فردوسی در شاهنامه از پنج راوی شفاهی نیز به نام‌های آزادسرو ، شادان برزین ، ماخ پیر خراسانی ، بهرام و شاهوی یاد کرده که او را در بازگوکردن داستانها یاری رسانده‌اند اما ذبیح‌الله صفا در کتاب «حماسه‌سرایی در ایران» با ذکر دلایلی آورده‌است که به احتمال فراوان راویان یادشده مربوط به روزگاران پیشین بوداند و فردوسی به جهت احترام از آنان سخن به زبان آورده و هیکدام معاصر با حکیم طوس نبوده‌اند.[۳]

نیز شایان ذکر است که کتاب بسیار عظیمی در اواخر روزگار ساسانی به نام خوتای نامگ (خدای‌نامه) تالیف شده بود که به یک معنا کتاب تاریخ رسمی شاهنشاهی به شمار می‌آمد. روزبه پسر دادوویه با کنیهٔ عربی «عبدالله بن مقفع» یا همان ابن مقفع مترجم کلیله و دمنه آن را به عربی ترجمه کرد. این کتاب یکی از مآخذ تقریباً همهٔ تاریخنگاران سده‌های آغازین اسلامی به شمار می‌آمد. از خوتای نامگ در شاهنامه با نام نامهٔ خسروان یاد شده‌است. «خوتای» برابر پهلوی «خدای» است که به معنی پادشاه به کار می‌رفته‌است. معنی مشابهی برای خدا هنوز هم در نامهایی چون «کدخدا» دیده می‌شود.

این نکته دارای اهمیّت است که داستان‌های شاهنامه در آن دوران نه به عنوان اسطوره بلکه به عنوان واقعیّتی تاریخی تلقی می‌شدند. یعنی فردوسی تاریخ ایرانیان و حماسه‌های ملی آنان را به نظم کشید نه اسطوره‌های آنان را.

فردوسی نخستین کسی نبود که به نظم حماسه‌های ملی اقدام کرد پیش از او دیگرانی نیز دست بدین کار یازیده بودند. از آن میان دقیقی طوسی (همشهری فردوسی) شایستهٔ نامبردن است. وی شاعری خوش‌قریحه بود که نخست به نظم شاهنامهٔ ابومنصوری اقدام کرد ولی هنوز چندی از آغاز کارش نگذشته بود که به دست یکی از بندگانش کشته شد و کار او ناتمام ماند. فردوسی در شاهنامهٔ خود از دقیقی به نیکی نام می‌برد و هزار بیت از سروده‌های او را در کار خود می‌گنجاند (احتمالاً برای قدردانی). هزار بیت دقیقی مربوط به پادشاهی گشتاسب و برآمدن زرتشت است. ذبیح‌الله صفا به این هزار بیت لقب گشتاسپ‌نامه داد که خوشبختانه امروز جاافتاده و مقبول است.

شخص دیگری که پیش از آن دو به نظم حماسه‌های ملی پرداخته بود شاعری بود با نام مسعودی مروزی. متاسفانه امروز بیش از چند بیت از شاهنامهٔ او در دست نیست. اما ظاهراً در زمان فردوسی شهرتی بسزا داشته‌است. جالب توجه‌است که شاهنامهٔ او در بحر تقارب نیست بلکه در بحر هزج است (مفاعیلن مفاعیلن فعولن).